تماس با مرکز مشاوره و خدمات روانشناسی شاداب
تلفن پنج رقمی 33848-086
اراک، خیابان امام خمینی، روبروی پاساژ استیل

همه چیز درباره مثلث کارپمن

در این مقاله می خواهیم درباره مثلث کارپمن صحبت کنیم.

مثلث کارپمن چیست ؟

ناجی، قربانی، ستمگر چه کسانی هستند؟

خروج از مثلث کارپمن

مثلث ایده آل، مثلث TED چیست ؟

 

مثلث کارپمن

مثلث کارپمن چیست؟

روابط بین فردی، فرایندی است که از طریق آن احساسات و عواطف را از طریق پیام های کلامی و غیر کلامی با فرد مقابلمان در میان می گذاریم.در روابط بین فردی برخی الگو های ناسالم وجود دارد.اریک برن در سال 1950 تئوری تحلیل رفتار متقابل یا همان TA را بیان نمود.اریک برن یک سری الگوهای رفتار اجتماعی نا سالم را به عنوان بازی تعریف می‌کند.که از آن بعنوان نظریه بازی ها یاد می شود.کارپمن، شاگرد برن، یکی از این الگوهای ناسالم را در قالب مثلث کارپمن توضیح می دهد.مثلث کارپمن یا Karpman drama triangle در تکمیل نظریه «بازی‌ها» که توسط اریک برن پایه گذاری شده بود ارائه شده است. او در این تئوری نشان می‌دهد طرز رفتار ما و طرف مقابل در قالب ناهوشیار و به صورت نوعی بازی روانی صورت می‌گیرد؛ این بازی‌ها با هدف ایجاد حس لذت یا به تعبیر روانشناسی دریافت «نوازش» صورت می‌گیرند.استیون کارپمن در تکمیل این تئوری نظریه خود را درقالب یک مثلث ابداع کرد. از دید برن این مثلث آنقدر گویا و کامل بود که آن را بنام خود کارپمن نامگذاری کرد. به این مثلث، مثلث شرم یا خالق شرم نیز گفته می‌شود. همه بازی‌های روانی در یک مثلث اتفاق می‌افتند. هرکس در این مثلث گیر بیفتد در واقع اسیر بازی‌های روانی می‌شود که حاصلی جز شرم، استیصال و درماندگی ندارد.

مثلث شرک کارپمن

نقش ها در مثلث کارپمن: ناجی، ستمگر، قربانی

کارپمن نقش افراد در روابط مخرب را به سه دسته کلی تقسیم می‌کند که شامل ستمگر، قربانی و ناجی است. طبق نظر استیفن کارپمن افراد به طور ناخودآگاه با درگیر شدن در این نقش‌ها خود را در یک چرخه معیوب گرفتار می‌کنند.

هر فردی برای وارد شدن به مثلث کارپمن «دروازه ورود» خاص خودش را دارد.مفهوم دروازه در اینجا تجربهٔ تربیتی هر فرد است که از ابتدای زندگی آن را می آموزد و با آن نحوه ورورد به دروازه را می‌آموزد. یکی از ورودی‌ها یا دروازه‌های ورود(منظور یکی از نقش های ناجی، قربانی، ستمگر) به این مثلث معمولاً برای هر کسی آشناتر است و از آن ورودی وارد مثلث می‌شود. برای اولین بار در دوران کودکی این دروازهٔ ورودی را فرامی‌گیریم. اگرچه غالباً خود را در یکی از نقش‌ها می‌یابیم، ولی به زودی در هر ۳ نقش جابجا می‌شویم و در هر ۳ جایگاه ایفای نقش می‌کنیم، این مثلث رابطه‌ای را توضیح می‌دهد که می‌تواند بین دو یا چند نفر رخ دهد. در این روابط دائم نقش‌ها تغییر می‌کند و افراد برای مدتی به بازی کردن ادامه می‌دهند و ممکن است این بازی در آغاز لذت بخش هم باشد، اما به زودی وضعیت تغییر می‌کند. گاهی در عرض یک دقیقه یا حتی کمتر از دقیقه ممکن است در چندین نقش قرار گیریم و گاهی روزها چندین و چند بار جنبه‌های گوناگون این مثلث (نقش‌ها) را تجربه می‌کنیم.

ناجی کارپمن

نقش اول : ناجی (Rescuer)

ناجی یا فرشته نجات در مثلث کارپمن همراه سعی دارد به دیگران کمک کند.همیشه خود را حامی دیگران می دانند.آن ها همیشه علاقمند هستند فرد قربانی را بیابند تا به او کمک کنند و احساس نجات دهندگی داشته باشند. کسانی که این نقش را بازی می‌کنند لزوماً از توانایی احساسی، معنوی یا کاری بالایی برخوردار نیستند.حتی احتمال دارد چنین افرادی مبتلا به ضعف شخصیتی نیز  باشند. این گروه هیچگاه تمایل ندارند که ضعیف یا ناتوان دیده شوند.آنها برای داشتن حس خوب در رابطه با خودشان به شدت نیازمند دیگران هستند و معمولا با قربانی‌ها ارتباط برقرار می‌کنند. از طرفی آنها سعی می‌کنند با ایجاد احساس گناه به فرد مقابل او را وابسته به خودشان نگه‌دارند و اگر در کمک به آنها شکست بخورند به شدت احساس گناه می‌کنند. خشم‌های نهفته یا ایجاد احساس خستگی مفرط یا کار بیش از حد نیز دیگر عوارض گیر کردن در این نقش هستند.

قربانی کارپمن

نقش دوم : قربانی (Victim)

افراد قربانی در مثلث کارپمن تصور می کنند که در حق آن ها اجحاف شده است.از لحاظ روانی خودش را شکست خورده و ناامید می‌پندارد. دلیلی ندارد که واقعاً شکست خورده باشد. یا حتماً ضربه‌ای خورده باشد. همین که حس کند در یک رابطه، همکاری، یا زندگی خود شکست خورده کافی است تا وارد نقش یک قربانی بشود. او نمی‌تواند با این موضوع کنار بیاید که مسئله را کنار بگذارد یا شکست را بپذیرد. برای پوشش دادن این ضعف خود به دنبال ناجی می‌گردد. یا سعی می‌کند طرف مقابل را رنج بدهد. افراد قربانی ابتدا جذب اشخاصی می شوند که ستمگر هستند (تا به نقشی که همیشه عادت دارند، ورود پیدا کنند)، سپس جذب آدم هایی می شوند که ناجی بوده و از آن ها حمایت می کنند.این افراد معمولا هر مسئولیتی نسبت به بد بودن شرایط را رد می‌کنند و خودشان را تسلیم عوامل و اجبارهای بیرونی می‌دانند که باعث می‌شود برای تغییر شرایط تلاش نکنند و به دنبال ناجی بگردند. حال هنگامی که ناجی آنها موفق عمل نکند از قربانی به زجردهنده تغییر نقش می‌دهند. همچنین این افراد معمولا مشکلاتی در مهارت‌های حل مسئله، تصمیم گیری و لذت بردن از زندگی دارند.

نقش سوم : ستمگر (Persecutor)

ستمگر در مثلث کارپمن فردی است که از کمک خود پشیمان شده‌است و حالا برای جبران به دنبال زجر دادن طرف مقابل است. آزاردهنده می‌تواند نجات‌دهنده‌ای باشد که حالا قربانی به حرف او گوش نمی‌دهد و می‌خواهد کنترل بازی را از دست ندهد. یا می‌تواند قربانی‌ای باشد که می‌خواهد از نقش خود خارج شود و کنترل بازی را به دست بگیرد.افراد ستمگر تصور می کنند دنیا جای بدی بوده و باید از خود در برابر ستم های موجود، مراقبت کرد؛ آن ها با این تفکر به خود اجازه ی انواع کارهای پرخاشگرایانه و توقعات نامعقول را می دهند. ممکن است فردی که حالا در جایگاه ستمگر قرار دارد، قبلاً ناجی  بوده باشد که از رفتار خود، احساس پشیمانی و اجحاف دارد. حتی می تواند فرد قربانی باشد که حالا بر علیه ستمی که تصور می کند، برخاسته باشد.

این نقش‌ها از کجا می‌آیند؟

مثلث کارپمن در کودکی از طریق خانواده و روابط مشاهده‌شده آموخته و کسب می‌شود. از آنجایی که کودکان در بسیاری از موارد قادر به تشخیص درست و غلط نیستند، با مشاهده رفتار دیگران چیزهایی می‌آموزند.ما شاهد هستیم که والدین و فامیل در این سه نقش بازی می‌کنند و، به‌طور‌ طبیعی، به عنوان بزرگ‌سال این نقش‌ها را کسب می‌کنیم.با گذشت زمان مثلث کارپمن تبدیل به دیدگاهی می‌شود که با توجه به آن به برقراری ارتباط با دیگران می‌پردازیم و روابط خود را با افرادی که دیدگاه مشابه در مثلث قربانی دارند تشکیل می‌دهیم. بدین ترتیب ناخودآگاه هر یک از طرفین در نقشی قرار می‌گیرند و با تعویض نقش‌ها باعث پایداری این مثلث می‌شوند.

عوامل ایجاد مثلث کارپمن

• باورهای غلط

دو طرز تفکر اشتباه وجود دارد که بیشتر در موارد گرفتار شده در این بازی‌های روانی دیده می‌شود که عبارتند از اشتباه گرفتن عشق با ترحم و ناتوان دیدن دیگران در مراقبت از خود

• مرزهای بین فردی نامشخص

این مرزها در هر رابطه باید مشخص باشند تا از هرگونه برداشت اشتباه و ایجاد احساس مسئولیت بی‌جا یا مشکلات دیگر جلوگیری کنند.

همانطور که در شکل می‌توان دید ستمگر و ناجی هر دو در قسمت بالای مثلث قرار دارند. این نقش‌ها به عنوان «دست بالا» دانستن در برابر دیگران است. به این معنا که آنها بگونه‌ای وانمود می‌کنند که انگار آنها «بهتر، قوی‌تر، هوشمندتر و یا منسجم‌تر از قربانی‌»اند. دیر یا زود «قربانی» که در بخش «پایین دست» مثلث است یک به اصطلاح «گره» یا گرفتگی عضلانی در بخش گردن او ایجاد می‌شود، بخاطر اینکه دائم به بالا نگاه کرده است، احساس نگاه بالا به پایین دیگران به او و احساس ارزش کمتر نسبت به دیگران، باعث می‌شود که نوعی رنجش و حالت انتقام در او شکل گرفته، دیر یا زود به دنبال تلافی‌جویی باشد. در اینجاست که گذار از حالت «قربانی» به حالت «ستمگر» به طور طبیعی رخ می‌دهد. این عموماً باعث می‌شود تا «ستمگر» یا «ناجی» را به حالت «قربانی» حرکت دهد. مانند بازی جایگیری با موسیقی، تمام بازیگران نقش‌های خود را جابجا می‌کنند.

 

چرخش نقش ها در مثلث کارپمن

 

در  مثلث کارپمن با این که سه ضلع وجود دارد اما همیشه دو نفر در آن بازی می‌کنند؛ و همواره تغییر نقش می‌دهند. این دو نفر همواره همدیگر را پیدا می‌کنند و در ابتدا هر دو از بازی لذت می‌برند. کسی که وارد این بازی می‌شود، فرقی نمی‌کند که در کدام نقش بازی می‌کند، به دنبال کنترل کردن یا کنترل شدن است.

دلیلی ندارد که نقش ابتدایی تا انتها باشخص باقی بماند. حتی یک ناجی می‌تواند مدت زمان زیادی نقش قربانی را بازی کند.

ناجی به آزاردهنده
شایع‌ترین تغییر نقش در مثلث کارپمن است. یک نجات دهنده که معمولاً خودش هم وارد بازی می‌شود، سعی دارد طرف مقابل را نجات بدهد. ایده‌ها و راهنمایی‌های اولیه ممکن است مؤثر باشند و جواب هم بگیرند. اما وقتی در مقابل این ایده‌ها نوازش مورد نظر را دریافت نمی‌کند یا حتی در مورد ایده‌های بعدی جواب کافی را نمی‌گیرد، سعی می‌کند با زجر دادن طرف مقابل را کنترل کند. زجر دادن شیوه‌های متفاوتی دارد که فحش دادن، دعوا کردن، فشار آوردن کلامی و… از این شیوه‌ها است.

ستمگر به ناجی
شخصی که مدام زجر می‌دهد بالاخره موفق می‌شود که شخص مقابل را راضی کند تا کاری را که می‌خواهد انجام دهد. پس نجات دهنده می‌شود.

ستمگر به قربانی
وقتی یک آزاردهنده نمی‌تواند حرف خودش را به کرسی بنشاند، در حقیقت شکست خورده‌است. او زمان و انرژی خود را در رابطه باخته‌است و حالا تبدیل به یک قربانی شده‌است.

قربانی به ستمگر
یک قربانی می‌تواند مدام با شکایت کردن از وضع خود، تبدیل به یک آزاردهنده بشود. وقتی یک ناجی قربانی را پیدا می‌کند، در ابتدا می‌تواند کنترل بازی را دست بگیرد. قربانی از حضور ناجی خوشحال است. اما وقتیکه یک قربانی دیگر نخواهد نقش خود را ادامه بدهد، ناجی را تحت فشار می‌گذارد و با زجر دادن سعی می‌کند که از این نقش بیرون بیاید.

ناجی به قربانی
وقتی یک قربانی تبدیل به زجردهنده می‌شود، ناجی احساس می‌کند که در نجات دادن طرف مقابلش شکست خورده‌است. او تبدیل به یک قربانی می‌شود.

قربانی به ناجی
وقتی یک قربانی به حرف ناجی خود گوش نمی‌دهد و ناجی تبدیل به یک آزاردهنده می‌شود، حالا او است که سعی می‌کند ناجی را متقاعد کند که دست از این وضعیت بردارد. در حقیقت قربانی سعی می‌کند به ناجی بفهماند که رفتار او از سر ضعف است و می‌خواهد ناجی خود را حالا تبدیل به آزاردهنده شده از این وضعیت عصبی نجات بدهد.

 

شیوه خروج از مثلث کارپمن

وقتی وارد مثلث کارپمن می شویم، احتمالاً همه ی این نقش ها را تجربه خواهیم کرد؛ حتی ممکن است در یک دقیقه، همه ی این اتفاق ها رخ دهد. اهمیتی ندارد که از کدام یک از این نقش ها وارد می شوید، ورود به این مثلث، تضمین کننده ی این  است که شما در انتها حتماً قربانی خواهید بود.کسی که در بازی‌های این مثلث گرفتار می‌شود در واقع با تغییر بین نقش‌ها تصور و توهم بهبودی می‌کند حال آنکه او در لحظه جابجایی بین نقش‌ها فقط از رنج و درد نقش قبلی درآمده و در نقش جدید هم بزودی با درد و رنج آن مواجه خواهد شد؛ بنابراین: «شفای حقیقی نه در تغییر وضعیت بین نقشها، که در تحول در نقشها ست» از این منظر مثلث کارپمن به مثلث تد تبدیل می‌گردد.

الف) مثلث TED

در مقابل مثلث کارپمن، مثلث TED پیشنهاد شده است؛

اگر شما زمانی در تعاملات خود احساس کنید که درگیر این نقش های مثلث کارپمن شده اید، بهتر است همان جا تغییر نقش داده و به نقش های مثلث تِد، وارد شوید.

سه نقش مطرح در مثلث تد

 
خلاق (CREATOR)

فردی که در مثلث کارپمن قربانی بود، با ورود به مثلث تد نقش خلاق را پیدا می کند؛ چنین شخصی به جای تمرکز بر حوادث پیش آمده، روی حل مسئله توجه دارد. این تغییر نقش سبب می شود تا او  آن چالش را به خوبی مشاهده کرده و بهترین پاسخرا انتخاب کند.

مربی (COACH)

فردی که در مثلث کارپمن در نقش ناجی بوده است، در این جا، در نقش مربی ظاهر می شود؛ این فرد به جای آن که به طور بی قید و شرط از فرد قربانی حمایت کند و یا سبب شود که او مشکلاتش را خود به دوش دیگری بیندازد، در نقش یک مربی ظاهر می شود و به فرد راهکار و آموزش های لازم را می دهد و زمینه های رشد او را فراهم می کند.

چالشگر (CHALLENGER)

فردی که در مثلث کارپمن در جایگاه ستمگر قرار داشته است، در اینجا در نقش چالشگر ظاهر می شود و انتقادات خود را به صورت کاملاً برابر و نه از جایگاه  بالاتر و به قصد تخریب کردن شخص دیگر، بلکه تنها به قصد اصلاح، بیان می کند.

 ب) بیان احساسات

از دیگر موارد تاثیرگذار برای خروج از مثلث کارپمن بیان احساسات و اشتراک گذاری آنها با شریک‌تان است. وقتی به گزارش شفاهی افکار خود بپردازید احتمال اینکه از انجام آنها بپرهیزید بیشتر می‌شود. برای مثال می‌توانید احساسات خود را اینگونه بیان کنید:‌ «حس میکنم میخوام تو را بابت این ضعف سرزنش کنم» یا «احساس میکنم باید تو را نجات دهم و مسئولیت بهبودی تو را برعهده بگیرم» و… 

 

سعی کنید خودتان را در نقطه میانی نگه‌دارید، فراموش نکنید که شما مسئول احساسات شریک عاطفی‌تان نیستید حتی اگر او به سرزنش شما بابت درد و غم‌های خود بپردازد. اجتناب از ورود به نقش‌های مثلث کارپمن و گفتگو در این مسیر به شما کمک می‌کند.

 

ج) تغییر باورهای غلط وقدیمی

از دیگر مواردی که برای بهبود وضعیت خود می‌توانید استفاده کنید، تغییر باورهای غلط و قدیمی است. همچنین ‌اشتراک گذاری این مقاله با شریک عاطفی خود یا فردی که با آن به بازی‌های روانی می‌پردازید، برای آگاه کردن او می‌تواند تاثیر بسزایی در خروج از مثلث کارپمن داشته باشد.

 

با گذشت زمان شما متوجه تفاوت‌ها و تغییرات ایجاد شده در روابط عاطفی خود می‌شوید و هنگام گرفتار شدن به مثلث کارپمن از آن مطلع می‌شوید و به سرعت می‌توانید از آن خارج شوید.

ممکن است ایجاد این تغییرات ترسناک به نظر برسد اما اینکه مدت زیادی‌ست که این نقش‌ها را پذیرفته‌اید یا شریک عاطفی‌تان نقش مکمل شما را بازی می‌کند نباید دلیلی برای عدم تلاش شما باشند. وقتی از مثلث قربانی خارج شوید شرایط برای رشد و موفقیت هردوی شما بسیار بهتر می‌شود و می‌توانید رابطه‌ای پربارتر،‌ مفیدتر و لذت‌بخش‌تر را تجربه کنید.

 

آیا راهی برای خارج شدن از مثلث وجود دارد؟
لازم است بدانیم که برای تحقق خواسته های خود، فرد فقط به خود نیاز دارد. شما باید زندگی خود را به دست خود بگیرید و بدون نگاه کردن به کسی رفتار کنید. چگونه می توانید از مثلث خارج شوید اگر قربانی هستید شکایت از زندگی را متوقف کنید. کاملاً این بار را صرف جستجوی فرصت هایی برای بهبود چیزهایی کنید که مناسب شما نیست. یک بار و برای همیشه به یاد داشته باشید: هیچ کس به شما چیزی مدیون نیست. حتی اگر آنها قول داده اند ، اگر واقعاً می خواستند ، اگر خودشان پیشنهاد می دادند. شرایط به طور مداوم در حال تغییر است، مانند خواسته های بشر. دیروز آنها نمی خواستند چیزی به شما بدهند ، امروز آنها نمی خواهند. منتظر نجات باشید. تنها کاری که انجام می دهید انتخاب و مسئولیت شماست. و شما حق دارید اگر این مورد برای شما مناسب نباشد انتخاب دیگری انجام دهید. اگر به نظر می رسد انتظارات شخص دیگری را برآورده نمی کنید، بهانه نکنید و خود را مورد نفرت قرار ندهید.

چگونه می توان از یک مثلث خارج شد، اگر یک کنترلر هستید:
1- از سرزنش دیگران و شرایط خود برای مشکلات خود دست بردارید.
2- هیچ کس موظف نیست با ایده های شما در مورد آنچه درست و نادرست است مطابقت داشته باشد. مردم فرق می کنند ، شرایط متفاوت است ، اگر چیزی را دوست ندارید ، فقط با آن برخورد نکنید.
3- اختلافات را به طور مسالمت آمیز و بدون شرارت و تجاوز حل کنید.
4- دست از ادعا خود بردارید به قیمت کسانی که از شما ضعیف تر هستند.


چگونه می توان از مثلث خارج شد، اگر ناجی هستید
1- اگر از شما درخواست کمک یا توصیه نمی کنید، ساکت باشید.
2- دست از این فکر نکشید که بهتر می دانید چگونه زندگی کنید، و این که بدون ارزشمندترین توصیه های شما ، جهان به هم می خورد.
3- وعده های عجولانه ای ندهید.
4- منتظر سپاس و ستایش باشید. شما کمک می کنید ، زیرا می خواهید کمک کنید ، و نه برای افتخارات و جوایز ، درست است؟
5- قبل از تلاش برای “انجام کار خوب” ، با صداقت از خود بپرسید: آیا مداخله شما ضروری و مؤثر است؟
6- دست از ادعای خود به بهای کسانی که در شکایت خود درباره زندگی کمی نامشخص تر هستند، خودداری کنید.


چه مثلثی را می توان تبدیل کرد؟
اگر هدفی برای خارج شدن از مثلث داشته باشید و گام به گام آن را دنبال کنید ، تغییرات در طولانی مدت نخواهد بود. وقت و انرژی بیشتری خواهید داشت ، راحت تر نفس کشیدن و زندگی جالب تر خواهید شد. تنش های روابط احتمالاً کاهش می یابد.

1- قربانی تبدیل می شود به یک قهرمان. اکنون ، به جای شکایت از سرنوشت ، فرد با شکستها می جنگد ، اما نه فرسودگی بلکه هیجان را تجربه می کند. با حل مشکلات ، او از همه افراد اطراف خود شکایت نمی کند ، اما از این که می تواند آنها را برطرف کند ، خوشحال می شود.

2- کنترل کننده تبدیل به فیلسوف. با نگاهی به بیرون از اعمال قهرمان ، او دیگر انتقاد نمی کند ، نگران نتیجه نیست. او هر نتیجه ای را می پذیرد. او می داند که در پایان همه چیز به سمت بهتر پیش می رود.

3- ناجی می شود محرک. او قهرمان را به سوء استفاده سوق می دهد و چشم اندازهای درخشان را توصیف می کند. او به دنبال راه هایی برای استفاده از قدرت قهرمان است و او را برای تحقق فشار می آورد. و این یک الگوی سالم تر و شادتر از روابط بین مردم است.

 مدل مثلث ایده آل 
در این مثلث حتی خوشبختی و انرژی بیشتری نیز وجود دارد.
1- قهرمان می شود برنده. او نه بخاطر ستایش بلکه برای استفاده خلاقانه از انرژی. او به لورل ها احتیاج ندارد ، او از همان روند خلاقیت ، توانایی تغییر چیزی برای بهتر شدن در این دنیا لذت می برد.
2- فیلسوف تبدیل می شود به متفکر. او چنین ارتباطاتی را در جهان می بیند که برای دیگران غیرقابل دسترسی است. او از فرصت های جدید آگاه است و ایده هایی را بوجود می آورد.
3- انگیزه تبدیل به استراتژیست. او دقیقا می داند چگونه ایده های متفکر را تحقق بخشد

این مهم است که بتوانیم وضعیت را به طور مناسب ارزیابی کنیم. برای دیدن زمانی که آنها در حال تلاش برای دستکاری شما هستند، و به یک اپرا از روابط ناتوان کننده فرو نمی روند. نقش هایی را که به شما تحمیل شده است بازی نکنید؛ هنگامی که می بینید موضوع نجس است قادر به بلند شدن و ترک آن هستید.

سناریوهای مثلث کارپمن را می دانید؟ تجربه خود را با ما در میان بگذارید
مثلث کارپمن الگوی رایج ارتباطی در بین مردم است. همه مردم طبیعت دستکاری می کنند و به یکدیگر وابسته هستند. و خودشان از این همه خسته شده اند.

طبق نظریه کارپمن، یک شخص تنها سه نقش در زندگی دارد. در شرایط خاص ممکن است فرد قربانی شود. تحت شرایط معینی خاص، او جفا خواهد کرد. و در شرایطی که شخصی به کمک نیاز داشته باشد، در این صورت شرکت کننده در مثلث به یک نجات دهنده تبدیل می شود. آزار دهنده یک قهرمان منفی است که بر قربانی تأثیر منفی می گذارد. قربانی، به نوبه خود، به عنوان یک فرد ضعیف عمل می کند، دائما رنج می برد و شکایت می کند. نجات دهنده – شخصی که دائماً به کمک قربانی می آید. مثلث هم وابستگی: قربانی، ستمگر، نجات دهنده تأثیر بسیار منفی بر همه شرکت کنندگان خود دارد.


چگونه می توان از مثلث کارپمن خارج شد؟
شخصی که در مثلثی از روابط وابسته به هم فرود آمده است ، باید سعی کند در اسرع وقت از آن خارج شود. اول از همه ، شما باید بدانید که چه نقشی بازی می کنید ، چه مزایا و ضررهایی را برای شما به همراه دارد. فقط پس از درک می توانید جلوی عضویت خود را بگیرید و از مثلث کارپمن خارج شوید.

اگر نقش قربانی را دارید ، پس باید رفتار خود را تغییر دهید – برای خلاص شدن از راه گریه کردن برای زندگی خود. درعوض ، روشهایی را برای بهبود زندگی خود بدون کمک دیگران پیدا کنید. باید درک کنید که هیچ معتادی به غیر از شما نباید مشکلات شما را برطرف کند. مسئولیت زندگی خود را بر عهده بگیرید. به یاد داشته باشید که پنیر رایگان فقط در یک موس موس است. اگر انتظار حمایت از کسی را دارید ، در مقابل آماده باشید تا چیزی را بدهید. اگر می خواهید از نقش قربانی خلاص شوید ، پس از گزارش دادن به شخصی برای اقدامات خود متوقف شوید. فقط کاری را که می خواهید انجام دهید.

 اگر شما یک آزار دهنده هستید ، قبل از اینکه دوباره به کسی سوار شوید ، به این فکر کنید که چرا به آن احتیاج دارید و با آن چه می خواهید؟ غالباً در پس سانسور، تمایل به صرفه جویی در ذهن منفی است. آزار دهنده باید درک کند که همه مرتکب اشتباه می شوند و او نیز از این قاعده مستثنی نیست. به همین دلیل سعی کنید روی اشتباهات شخصی و منهای خود تمرکز کنید. همه مشکلات اطراف خود را سرزنش نکنید. به دنبال علت اصلی در خود باشید. انتظار نداشته باشید که مردم به شما گوش دهند و طبق توصیه های شما راهنمایی شوند. آنها نباید این کار را انجام دهند.

اگر شما به عنوان یک آزار دهنده می خواهید چیزی را از کسی بدست آورید ، پس به ترور و اجبار متوسل نشوید ، آرام ترین روش را پیدا کنید. منطقه ای را پیدا کنید که در آن بتوانید خود را تحقق بخشید. و سپس شما فراموش می کنید مثلث کارپمن چیست ، رابطه وابسته به هم از بین می رود.

اگر سؤال “مثلث کارپمن ، روابط وابسته ، چگونگی خارج شدن” چیست ، توسط نجات دهنده سؤال می شود ، برای این که از مشارکت متوقف شود ، ابتدا باید در صورت نیاز به او ، نجات قربانی را متوقف کند. حمایت ناخواسته هر فرصتی برای مخالفت دارد. خود را باهوش تر نپندارید و به دیگران یاد ندهید زندگی کنند. همچنین از دادن تعهدات غیرممکن خودداری کنید. هنگام حمایت از کسی ، از کلمات قدردانی و فایده انتظار نداشته باشید. فقط در صورت نیاز به پشتیبانی از خود نشان دهید.

در زندگی تعداد زیادی از نمونه ها را می توان به این نظریه روابط نسبت داد. در میان آنها، رابطه مادر شوهر و داماد، جایی که اولی قربانی را بازی می کند، و دوم – تعقیب کننده. نجات دهنده در این شرایط شوهر است. علاوه بر این ، روابط بین همسران و فرزند تحت این شکل از روابط قرار می گیرد.www.migna.ir در این حالت کودک قربانی محسوب می شود و پدر و مادر آزار دهنده و نجات دهنده خواهند بود. خطرناک است وقتی مثلث کارپمن در خانواده یک الکلی مشاهده می شود. در این حالت ، شما باید فوراً به دنبال کمک های پزشکی حرفه ای باشید.

هر شخص در کل زندگی خود را در مثلث همبستگی کارپمن پیدا می کند و یکی از نقش ها را ایفا می کند. اگر این وضعیت طولانی نماند ، هیچ آسیبی به همراه نخواهد داشت. اما اگر اوضاع شروع به کشیدن کرد ، باید زودتر از آن خارج شوید. فوراً متوجه نتیجه خواهید شد ، تغییرات مثبت در زندگی شروع می شوند. از اینکه عضو این بازی نشوید، نترسید، زندگی خود را فقط برای بهتر شدن تغییر دهید.

دیدگاه‌ خود را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.